لَمَّا قَدِمَ أمیرالمؤمنین (علیه السلام) الْبَصْرَهًَْ بَعْدَ قِتَالِ أَهْلِ الْجَمَلِ دَعَاهُ الْأَحْنَفُبْنُقَیْسٍ وَ اتَّخَذَ لَهُ طَعَاماً فَبَعَثَ إِلَیْهِ (صلی الله علیه و آله) وَ إِلَی أَصْحَابِهِ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ یَا أَحْنَفُ ادْعُ لِی أَصْحَابِی فَدَخَلَ عَلَیْهِ قَوْمٌ مُتَخَشِّعُونَ کَأَنَّهُمْ شِنَانٌ بَوَالِی فَقَالَ الْأَحْنَفُبْنُقَیْسٍ یَا أمیرالمؤمنین (علیه السلام) مَا هَذَا الَّذِی نَزَلَ بِهِمْ أَ مِنْ قِلَّهًِْ الطَّعَامِ أَوْ مِنْ هَوْلِ الْحَرْبِ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) لَا یَا أَحْنَفُ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحَبَّ أَقْوَاماً تَنَسَّکُوا لَهُ فِی دَارِ الدُّنْیَا تَنَسُّکَ مَنْ هَجَمَ عَلَی مَا عَلِمَ مِنْ قُرْبِهِمْ مِنْ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُشَاهِدُوهَا فَحَمَلُوا أَنْفُسَهُمْ عَلَی مَجْهُودِهَا وَ کَانُوا إِذَا ذَکَرُوا صَبَاحَ یَوْمِ الْعَرْضِ عَلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ تَوَهَّمُوا خُرُوجَ عُنُقٍ یَخْرُجُ مِنَ النَّارِ یُحْشَرُ الْخَلَائِقُ إِلَی رَبِّهِمْ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ کِتَابٍ یَبْدُو فِیهِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ فَضَائِحُ ذُنُوبِهِمْ فَکَادَتْ أَنْفُسُهُمْ تَسِیلُ سَیْلًا أَوْ تَطِیرُ قُلُوبُهُمْ بِأَجْنِحَهًِْ الْخَوْفِ طَیَرَاناً وَ تُفَارِقُهُمْ عُقُولُهُمْ إِذَا غَلَتْ بِهِمْ مِنْ أَجْلِ الْمُجَرَّدِ إِلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ غَلَیَاناً فَکَانُوا یَحِنُّونَ حَنِینَ الْوَالِهِ فِی دُجَی الظُّلَمِ وَ کَانُوا یَفْجَعُونَ مِنْ خَوْفِ مَا أَوْقَفُوا عَلَیْهِ أَنْفُسَهُمْ فَمَضَوْا ذُبُلَ الْأَجْسَامِ حَزِینَهًٌْ قُلُوبُهُمْ کَالِحَهًٌْ وُجُوهُهُمْ ذَابِلَهًٌْ شِفَاهُهُمْ خَامِصَهًٌْ بُطُونُهُمْ مُتَخَشِّعُونَ کَأَنَّهُمْ شِنَانٌ بَوَالِی قَدْ أَخْلَصُوا لِلَّهِ أَعْمَالَهُمْ سِرّاً وَ عَلَانِیَهًًْ فَلَمْ تَأْمَنْ مِنْ فَزَعِهِ قُلُوبُهُمْ بَلْ کَانُوا کَمَنْ جَرَسُوا قِبَابَ خَرَاجِهِمْ فَلَوْ رَأَیْتَهُمْ فِی لَیْلَتِهِمْ وَ قَدْ نَامَتِ الْعُیُونُ وَ هَدَأَتِ الْأَصْوَاتُ وَ سَکَنَتِ الْحَرَکَاتُ وَ قَدْ نَبَّهَهُمْ هَوْلُ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ الْوَعِیدُ کَمَا قَالَ سُبْحَانَهُ أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُری أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنا بَیاتاً وَ هُمْ نائِمُونَ فَاسْتَیْقَظُوا لَهَا فَزِعِینَ وَ قَامُوا إِلَی صَلَاتِهِمْ مُعَوِّلِینَ بَاکِینَ تَارَهًًْ وَ أُخْرَی مُسَبِّحِینَ یَبْکُونَ فِی مَحَارِیبِهِمْ وَ یَرِنُّونَ یَصْطَفُّونَ لَیْلَهًًْ مُظْلِمَهًًْ بَهْمَاءَ یَبْکُونَ فَلَوْ رَأَیْتَهُمْ یَا أَحْنَفُ فِی لَیْلَتِهِمْ قِیَاماً عَلَی أَطْرَافِهِمْ مُنْحَنِیَهًًْ ظُهُورُهُمْ یَتْلُونَ أَجْزَاءَ الْقُرْآنِ لِصَلَاتِهِمْ قَدِ اشْتَدَّتْ أَعْوَالُهُمْ وَ نَحِیبُهُمْ وَ زَفِیرُهُمْ إِذَا زَفَرُوا خِلْتَ النَّارَ قَدْ أَخَذَتْ مِنْهُمْ إِلَی حَلَاقِیمِهِمْ وَ إِذَا أَعْوَلُوا حَسِبْتَ السَّلَاسِلَ قَدْ صُفِّدَتْ فِی أَعْنَاقِهِمْ فَلَوْ رَأَیْتَهُمْ فِی نَهَارِهِمْ إِذاً لَرَأَیْتَ قَوْماً یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ یَقُولُونَ لِلنَّاسِ حُسْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً قَدْ قَیَّدُوا أَقْدَامَهُمْ مِنَ التُّهَمَاتِ وَ أَبْکَمُوا أَلْسِنَتَهُمْ أَنْ یَتَکَلَّمُوا فِی أَعْرَاضِ النَّاسِ وَ سَجَّمُوا أَسْمَاعَهُمْ أَنْ یَلِجَهَا خَوْضُ خَائِضٍ وَ کَحَلُوا أَبْصَارَهُمْ بِغَضِّ الْبَصَرِ مِنَ الْمَعَاصِی وَ انْتَحَوْا دَارَ السَّلَامِ الَّتِی مَنْ دَخَلَهَا کَانَ آمِناً مِنَ الرَّیْبِ وَ الْأَحْزَانِ فَلَعَلَّکَ یَا أَحْنَفُ شَغَلَکَ نَظَرُکَ إِلَی الدُّنْیَا عَنِ الدَّارِ الَّتِی خَلَقَهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ مِنْ لُؤْلُؤَهًٍْ بَیْضَاءَ فَشَقَّقَ فِیهَا أَنْهَارَهَا وَ کَبَسَهَا بِالْعَواتِقِ مِنْ حُورِهَا ثُمَّ سَکَنَهَا أَوْلِیَاؤُهُ وَ أَهْلُ طَاعَتِهِ فَلَوْ رَأَیْتَهُمْ یَا أَحْنَفُ وَ قَدْ قَدِمُوا عَلَی زِیَادَاتِ رَبِّهِمْ سُبْحَانَهُ صَوَّتَتْ رَوَاحِلُهُمْ بِأَصْوَاتٍ لَمْ یَسْمَعِ السَّامِعُونَ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ أَظَلَّتْهُمْ غَمَامَهًٌْ فَأَمْطَرَتْ عَلَیْهِمُ الْمِسْکَ وَ الزَّعْفَرَانَ وَ صَهَلَتْ خُیُولُهَا بَیْنَ أَغْرَاسِ تِلْکَ الْجِنَانِ وَ تَخَلَّلَتْ بِهِمْ نُوقُهُمْ بَیْنَ کُثُبِ الزَّعْفَرَانِ وَ یَتَطَأْمَنُ تَحْتَ أَقْدَامِهِمُ اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ وَ اسْتَقْبَلَتْهُمْ قَهَارِمَتُهَا بِمَنَابِرِ الرَّیْحَانِ وَ هَاجَتْ لَهُمْ رِیحٌ مِنْ قِبَلِ الْعَرْشِ فَنَثَرَتْ عَلَیْهِمُ الْیَاسَمِینَ وَ الْأُقْحُوَانَ ذَهَبُوا إِلَی بَابِهَا فَیَفْتَحُ لَهُمُ الْبَابَ رِضْوَانُ ثُمَّ یَسْجُدُونَ لِلَّهِ فِی فِنَاءِ الْجِنَانِ فَقَالَ لَهُمُ الْجَبَّارُ ارْفَعُوا رُءُوسَکُمْ فَإِنِّی قَدْ رَفَعْتُ عَنْکُمْ مَئُونَهًَْ الْعِبَادَهًِْ وَ أَسْکَنْتُکُمْ جَنَّهًَْ الرِّضْوَانِ فَإِنْ فَاتَکَ یَا أَحْنَفُ مَا ذَکَرْتُ لَکَ فِی صَدْرِ کَلَامِی لَتَتْرُکَنَّ فِی سَرَابِیلِ الْقَطِرَانِ وَ لَتَطُوفَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ وَ لَتَسْقِیَنَّ شَرَاباً حَارَّ الْغَلَیَانِ.
امام علی (علیه السلام)- هنگامیکه علی (علیه السلام) وارد بصره شد احنفبنقیس او را برای خوردن غذا دعوت کرد و این در هنگامی بود که جنگ جمل تمام شده بود، علی (علیه السلام) فرمود: «ای احنف! اصحاب مرا بگو بیایند». در اینجا گروهی که خشوع داشتند و سر به زیر بودند وارد شدند و مانند مشکهای کوچک خشک بهنظر میرسیدند. احنف گفت: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)! اینها چرا اینچنین شدهاند، آیا اینها غذا نخوردهاند و یا از ترس جنگ به این روز افتادهاند»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «نه احنف! این چنین نیست خداوند متعال گروهی را که در دنیا به عبادت و پارسایی گذرانیدهاند دوست دارد، این جماعت به خاطر معلوماتی که از روز قیامت دارند اینچنین شدهاند. آنها قبل از اینکه روز قیامت بیاید و اعمال و افعال آدمیان عرضه گردد خود را در عرصات مینگرند و چنین تصوّر میکنند که اکنون روز قیامت است و کوههایی از آتش آنها را احاطه کرده است و مردم برای عرض اعمال در آنجا حاضر شدهاند. گویا اکنون نامهی اعمال آنها آشکار شده و مردم از کارهای آنها مطّلع شدهاند و رسوایی آنان بر همه روشن گردیده است ازاینجهت جان آنها میخواهد از تن بیرون رود و با بالهای خوف پرواز کنند و اینک با جوشوخروش آمادهی حرکت بهطرف خداوند میباشند. آنها مانند کسانی که در شب تاریکی گرفتار و پریشان گشته باشند فریاد و ناله میکنند، آنها از ترس مطالبی که از آخرت بهدست آوردهاند گریهها دارند آنها با بدنهای خشک درگذشتند و با دلهای محزون و چهرههای گرفته و لبهای بههم چسبیده میباشند. آنها را بیهوش ملاحظه میکنی، آنها را در شبها بیدار و وحشتزده مینگری، چهرهها خاشع و سربهزیر و خشکیده هستند، کارهای مخفی و علنی خود را برای رضای خداوند انجام میدهند دلهای آنها از ترس آرامش ندارند. اگر آنها را در هنگام شب ملاحظه کنی در آن هنگام که همهی دیدگان به خواب رفتهاند و صداها خاموش گشتهاند و حرکتها ساکت گردیدهاند، همانگونه که پرندگان در لانهها به خواب رفتهاند سختیهای روز قیامت آنها را از آرامش و سکون باز داشته است. خداوند متعال میفرماید: آیا اهل این آبادیها، از این ایمنند که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بیاید درحالیکه در خواب باشند؟!. ( اعراف/۹۷ ) درحال ترس از خواب بیدار میشوند و به طرف مصلّای خود میروند، گاهی گریه میکنند و گاهی تسبیح میگویند و در محرابها گریه میکنند و نالهها سر میدهند. ای احنف! اگر آنها را مشاهده کنی که در شبها با حالت انحناء برای نماز ایستادهاند و اجزاء قرآن را تلاوت میکنند، در این هنگام نالهها و فریاد سوزان آنها بلند است، هنگام نالهکردن آنها خیال میکنی که آتش گلوهای آنها را گرفته است. هنگامیکه بانگ خود را بلند میکنند خیال میکنی که سلسلههای جهنّم را بر گردن آنها افکندهاند، إِذاً لَرَأَیْتَ قَوْماً یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً. و به مردم نیک بگویید. ( بقره/۸۳ ) هنگامیکه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گویند]، به آنها سلام میگویند [و با بیاعتنایی و بزرگواری میگذرند]. ( فرقان/۶۳ ). و هنگامیکه با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن میگذرند. ( فرقان/۷۲ )». آنها هرگز گرد تهمتها نمیروند و زبانشان را از بدگویی مردم حفظ کردهاند، گوشهای خود را از شنیدن سخنهای بیهوده نگه میدارند و دیدگان خود را از نگاهکردن به حرام حفظ میکنند. آنها همواره متوجّه دارالسّلام هستند، خانهای که هرکس در آن داخل شود در امنوامان خواهد بود و از شکّ و تردید و حزن و اندوه مصون خواهند شد. ای احنف! شاید نظر تو در ظاهر این باشد که دنیا را پر از نعمت و خوشی مشاهده میکنی ولی در باطن همهاش بیماری میباشد. دنیا خانهای است پر از نقش و نگار و رواقی است پر از زرقوبرق که پردهها بر آن افکندهاند و بادها و گرمیها میوههای آن را رسانیدهاند، ولی این خانه با همهی اینها جای همیشگی نیست ولی همین دنیا تو را از خانه آخرت باز داشته است. خانهی آخرت که از لؤلؤ سفید ساخته شده و نهرها در آن جاری گردیده و درختها در آن کاشته شده و میوههای آن رسیده و حوریان در آنجا مهیّا گشته است و خداوند دوستان و مطیعان خود را در آن جای داده است. ای احنف! اگر آنها را مشاهده کنی هنگامیکه بر پیشگاه خداوند حاضر میگردند، چگونه بر مرکبهایی سوار میشوند که کسی مانند آنها را ندیده است، صداهایی از آن مراکب شنیده میشود که کسی مانند آن صداها را نشنیده است. ابرهایی بر آنها سایه میافکنند و بارانهایی از مشک و زعفران بر آنها ریزش میکنند و فریاد و شیههی اسبهای آنها در میان کشتزارهای بهشت بلند میباشد، شترهای آنها از میان تپّههایی از زعفران عبور میکنند و قدمهای آنها در میان لؤلؤ و مرجان جای دارند. کارگزاران از آنها استقبال میکنند و دستههایی از گل برای آنها میآورند و بادی از طرف عرش وزیدن میگیرد و بوهای یاسمین بر آنها نثار میکند، آنها بهطرف بهشت میروند و رضوان در بهشت را برای آنها باز میکند و آنها در آنجا خداوند را سجده میکنند. دراینهنگام خداوند متعال به آنها خطاب میکند: «سرهای خود را بلند کنید که من سختیهای عبادت را از شما برداشتم و شما را در بهشت رضوان جای دادم». ای احنف! همانگونه که در آغاز سخنم به شما گفتم در جامههایی از آتش افکنده خواهید شد و در میان دوزخ درهم خواهید غلتید. در آنجا آبی داغ و جوشان به آنها میدهند».
Imam Ali (peace be upon him): When Ali (peace be upon him) entered Basra, al-Ahnaf ibn Qays invited him to a meal, and this was after the Battle of the Camel had ended. Ali (peace be upon him) said: "O Ahnaf! Tell my companions to come." Then a group entered who were humble and had their heads lowered, and they looked like small, dried-up waterskins. Ahnaf said: "O Amir al-Mu'minin (peace be upon him)! Why have they become like this? Have they not eaten food, or has the fear of war reduced them to this state?" The Imam (peace be upon him) said: "No, O Ahnaf, it is not so. Allah the Exalted loves a people who have spent their lives in this world in worship and abstinence. This group has become like this because of what they know of the Day of Resurrection. Before the Day of Resurrection arrives and the deeds and actions of people are laid out, they see themselves in the plains [of Judgement] and imagine that it is now the Day of Resurrection, and that mountains of fire have surrounded them, and that people have been gathered there for the presentation of deeds. It is as if the record of their deeds has now been revealed and people have become aware of their acts and their disgrace has become clear to all. For this reason their souls wish to leave their bodies and fly with the wings of fear, and now with fervour and turmoil they are ready to set out toward Allah. They cry out and lament like those who have been trapped and bewildered in the darkness of night. They weep out of fear of what they have learned about the Hereafter. They have passed on with dried-up bodies, with sorrowful hearts, gloomy faces, and lips stuck together. You see them as though senseless; you see them at night awake and terrified; their faces are humble, lowered, and withered. They perform their deeds, both hidden and open, for the pleasure of Allah. Their hearts find no rest from fear. If you were to observe them at night, at the time when all eyes have gone to sleep and voices have fallen silent and movements have stilled — just as birds have gone to sleep in their nests — the hardships of the Day of Resurrection have kept them from calm and stillness. Allah the Exalted says: أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُری أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنا بَیاتاً وَ هُمْ نائِمُونَ [Do the people of these towns feel secure that Our punishment will not come upon them by night while they are asleep?!] (al-A'raf/97). They awaken in a state of fear and go toward their place of prayer; at times they weep and at times they glorify Allah, and in their prayer-niches they weep and raise their laments. O Ahnaf! If you were to see them standing at night bowed for prayer, reciting the sections of the Qur'an — at that moment their laments and their burning cries are loud. When they lament, you would think that the Fire has taken hold of their throats. When they raise their voices, you would think the chains of Hell have been placed around their necks. If you were to see them in the daytime, إِذاً لَرَأَیْتَ قَوْماً یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً [then you would see a people walking upon the earth in humility]. "And speak to people with goodness." (al-Baqarah/83). "When the ignorant address them [and speak foolishly], they say to them 'peace' [and pass by with indifference and dignity]." (al-Furqan/63). "And when they pass by frivolity, they pass by it with dignity." (al-Furqan/72). They never go around accusations, and they have guarded their tongues from speaking ill of people, and they hold their ears back from listening to vain talk, and they guard their eyes from looking at what is forbidden. They are always turned toward Dar al-Salam (the Abode of Peace) — a house that whoever enters it will be in safety, and secure from doubt, uncertainty, sorrow and grief. O Ahnaf! Perhaps outwardly your view is that you see this world full of blessings and pleasures, but inwardly all of it is illness. This world is a house full of embellishments and a portico full of glitter over which curtains have been drawn, and the winds and heat have ripened its fruits — but with all of this, this house is not a permanent abode; yet this very world has kept you back from the abode of the Hereafter. The abode of the Hereafter, which has been fashioned from white pearl, and rivers flow in it, and trees are planted in it, and its fruits are ripe, and the houris have been prepared there, and Allah has placed His friends and those obedient to Him in it. O Ahnaf! If you were to observe them when they are presented before Allah — how they mount upon steeds the like of which no one has seen; sounds are heard from those mounts the like of which no listener has ever heard. Clouds cast their shade over them and rain down musk and saffron upon them, and the neighing of their horses rings out amid the fields of paradise. Their camels pass through hills of saffron, and their feet tread upon pearls and coral. The stewards [of paradise] receive them and bring them bunches of flowers, and a wind blows from the direction of the Throne and scatters the fragrance of jasmine over them. They go toward paradise, and Ridwan opens the gate of paradise for them, and there they prostrate to Allah. At that moment Allah the Exalted addresses them: 'Raise your heads, for I have lifted from you the burden of worship and have settled you in the Paradise of Ridwan.' O Ahnaf! Just as I said to you at the beginning of my speech, [otherwise] you will be cast into garments of fire and will roll about within Hell. There they will be given a hot, boiling drink."
ઇમામ અલી (અલયહિસ્સલામ): જ્યારે અલી (અલયહિસ્સલામ) બસરામાં દાખલ થયા ત્યારે અહનફ બિન કૈસે તેમને ભોજન માટે નિમંત્રણ આપ્યું, અને આ જંગે જમલ પૂરું થયા પછીની વાત હતી. અલી (અલયહિસ્સલામ)એ ફરમાવ્યું: "ઓ અહનફ! મારા સાથીઓને કહો કે આવે." અહીં એક જૂથ કે જેઓ ખુશુ ધરાવતા હતા અને માથું નમાવેલા હતા, દાખલ થયું, અને તેઓ નાની સૂકી મશ્કો જેવા દેખાતા હતા. અહનફે કહ્યું: "યા અમીરુલ મુઅમેનીન (અલયહિસ્સલામ)! આ લોકો કેમ આવા થઈ ગયા છે, શું આ લોકોએ ભોજન નથી કર્યું, અથવા જંગના ડરથી આવી હાલતમાં આવી ગયા છે?" ઇમામ (અલયહિસ્સલામ)એ ફરમાવ્યું: "ના, અહનફ! આવું નથી. અલ્લાહ તઆલા એવા લોકોને પસંદ કરે છે જેમણે દુનિયામાં ઇબાદત અને પરહેજગારીમાં જીવન વિતાવ્યું છે. આ જમાત કયામતના દિવસ વિશે તેમની જાણકારીના કારણે આવી થઈ ગઈ છે. કયામતનો દિવસ આવે અને લોકોના કર્મો રજૂ થાય તે પહેલા જ તેઓ પોતાને એ મેદાનોમાં જુએ છે અને એવું ધારે છે કે અત્યારે જ કયામતનો દિવસ છે અને આગના પર્વતોએ તેમને ઘેરી લીધા છે અને લોકો કર્મોની રજૂઆત માટે ત્યાં હાજર થયા છે. જાણે અત્યારે જ તેમના કર્મોનો પત્ર જાહેર થઈ ગયો છે અને લોકો તેમના કાર્યોથી માહિતગાર થઈ ગયા છે અને તેમની રુસવાઈ સૌ પર સ્પષ્ટ થઈ ગઈ છે. આ કારણે તેમનો જીવ શરીરમાંથી બહાર નીકળવા માગે છે અને ખૌફની પાંખો સાથે ઊડવા માગે છે, અને હવે જોશ અને ઉત્કંઠા સાથે અલ્લાહ તરફ ચાલવા તૈયાર છે. તેઓ એવા લોકોની જેમ ચીસો પાડે છે અને વિલાપ કરે છે જેઓ અંધારી રાતમાં ફસાઈને પરેશાન થઈ ગયા હોય. તેઓ આખેરત વિશે જે માહિતી મેળવી છે તેના ડરથી રડે છે. તેઓ સૂકા શરીર સાથે ગુજર્યા, દુ:ખી દિલો સાથે, ગમગીન ચહેરાઓ સાથે અને એકબીજા સાથે ચોંટેલા હોઠો સાથે. તમે તેમને બેહોશ જુઓ છો, તમે તેમને રાત્રે જાગતા અને ડરેલા જુઓ છો, તેમના ચહેરા ખાશે, નમેલા અને સૂકાયેલા છે. તેઓ પોતાના છુપા અને પ્રગટ કાર્યો અલ્લાહની રઝા માટે કરે છે; તેમના દિલોને ડરથી શાંતિ નથી. જો તમે તેમને રાત્રિના સમયે જુઓ, જ્યારે બધી આંખો ઊંઘી ગઈ છે અને અવાજો શાંત થઈ ગયા છે અને હલચલ થંભી ગઈ છે, જેમ પક્ષીઓ પોતાના માળામાં ઊંઘી ગયા છે, કયામતના દિવસની મુશ્કેલીઓએ તેમને શાંતિ અને આરામથી રોક્યા છે. અલ્લાહ તઆલા ફરમાવે છે: أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُری أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنا بَیاتاً وَ هُمْ نائِمُونَ [શું આ વસાહતોના લોકો એ વાતથી નિર્ભય છે કે અમારો અઝાબ રાત્રે તેમની પાસે આવે જ્યારે તેઓ ઊંઘતા હોય?!] (અઅરાફ/૯૭). તેઓ ડરની હાલતમાં ઊંઘમાંથી જાગે છે અને પોતાની નમાઝની જગ્યા તરફ જાય છે, ક્યારેક રડે છે અને ક્યારેક તસ્બીહ કહે છે અને મહેરાબોમાં રડે છે અને વિલાપ કરે છે. ઓ અહનફ! જો તમે તેમને જુઓ કે તેઓ રાત્રિમાં નમાઝ માટે ઝૂકેલી હાલતમાં ઊભા છે અને કુરઆનના ભાગો તિલાવત કરે છે, તે વખતે તેમના વિલાપ અને દર્દભરી ચીસો બુલંદ હોય છે, વિલાપ કરતી વખતે તમે ધારો છો કે આગે તેમના ગળાં પકડી લીધા છે. જ્યારે તેઓ પોતાનો અવાજ બુલંદ કરે છે, તમે ધારો છો કે જહન્નમની સાંકળો તેમના ગળામાં નાખી દેવામાં આવી છે. જો તમે તેમને દિવસમાં જુઓ, إِذاً لَرَأَیْتَ قَوْماً یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً [ત્યારે તમે એવા લોકોને જોશો જેઓ પૃથ્વી પર નમ્રતાથી ચાલે છે]. "અને લોકોને સારી વાત કહો." (બકરહ/૮૩). "જ્યારે જાહિલો તેમને સંબોધે [અને મૂર્ખતાભરી વાતો કરે], ત્યારે તેમને 'સલામ' કહે છે [અને અવગણના તથા બુઝુર્ગી સાથે પસાર થાય છે]." (ફુરકાન/૬૩). "અને જ્યારે તેઓ લગવ અને નકામી વાતો પાસેથી પસાર થાય છે, ત્યારે બુઝુર્ગીની સાથે તેનાથી પસાર થઈ જાય છે." (ફુરકાન/૭૨). તેઓ ક્યારેય તોહમતોની આસપાસ જતા નથી અને પોતાની જીભને લોકોની બદગોઈથી બચાવે છે, પોતાના કાનોને નકામી વાતો સાંભળવાથી રોકે છે અને પોતાની આંખોને હરામ તરફ જોવાથી બચાવે છે. તેઓ હંમેશા દારુસ્સલામ તરફ ધ્યાન રાખે છે, એ ઘર કે જેમાં જે કોઈ દાખલ થશે તે અમનમાં હશે અને શક-શંકા તથા ગમ-દુ:ખથી સુરક્ષિત રહેશે. ઓ અહનફ! કદાચ તમારો દેખાવ પરથી ખ્યાલ એ હોય કે તમે દુનિયાને નેમતો અને ખુશીઓથી ભરેલી જુઓ છો, પરંતુ બાતિનમાં એ સંપૂર્ણપણે બીમારી છે. દુનિયા એક ઘર છે જે નકશી-ભરતથી ભરેલું છે અને એક ઇવાન છે જે ચમક-દમકથી ભરેલો છે જેના પર પડદાઓ નાખવામાં આવ્યા છે, અને પવન અને ગરમીએ તેના ફળોને પકવ્યા છે, પરંતુ આ ઘર આ બધા સાથે પણ કાયમી જગ્યા નથી, છતાં આ જ દુનિયાએ તમને આખેરતના ઘરથી રોક્યા છે. આખેરતનું ઘર જે સફેદ મોતીથી બનેલું છે અને તેમાં નહેરો વહે છે અને તેમાં વૃક્ષો રોપાયેલા છે અને તેના ફળો પાકેલા છે અને હૂરો ત્યાં તૈયાર છે અને અલ્લાહે પોતાના દોસ્તો અને આજ્ઞાકારીઓને તેમાં જગ્યા આપી છે. ઓ અહનફ! જો તમે તેમને જુઓ જ્યારે તેઓ અલ્લાહની બારગાહમાં હાજર થાય છે, કેવી રીતે તેઓ એવા વાહનો પર સવાર થાય છે જેમના જેવા કોઈએ જોયા નથી, એ વાહનોમાંથી એવા અવાજો સંભળાય છે જેમના જેવા કોઈએ સાંભળ્યા નથી. વાદળો તેમના પર છાયા કરે છે અને મુશ્ક તથા ઝાફરાનનો વરસાદ તેમના પર વરસાવે છે અને તેમના ઘોડાઓની હણહણાટ જન્નતના ખેતરોમાં બુલંદ છે, તેમના ઊંટો ઝાફરાનની ટેકરીઓ વચ્ચેથી પસાર થાય છે અને તેમના પગ મોતી અને પ્રવાળ વચ્ચે પડે છે. કારભારીઓ તેમનું સ્વાગત કરે છે અને તેમના માટે ફૂલોના ગુચ્છા લાવે છે અને અર્શ તરફથી પવન વહેવા લાગે છે અને યાસમીનની સુગંધ તેમના પર ઉડાડે છે, તેઓ જન્નત તરફ જાય છે અને રિઝવાન તેમના માટે જન્નતનો દરવાજો ખોલે છે અને તેઓ ત્યાં અલ્લાહને સજદો કરે છે. તે વખતે અલ્લાહ તઆલા તેમને સંબોધીને કહે છે: 'તમારા માથા ઊંચા કરો, કેમ કે મેં ઇબાદતની મુશ્કેલીઓ તમારા પરથી ઉઠાવી લીધી છે અને તમને જન્નતે રિઝવાનમાં જગ્યા આપી છે.' ઓ અહનફ! જેમ મેં મારી વાતના શરૂમાં તમને કહ્યું, [નહીં તો] આગના વસ્ત્રોમાં નાખવામાં આવશો અને દોઝખની અંદર આળોટતા રહેશો. ત્યાં તેમને ગરમ અને ઊકળતું પાણી પીવડાવવામાં આવશે."