أَنَّ بَنِیإِسْرَائِیلَ بَعْدَ مُوسَی عَمِلُوا بِالْمَعَاصِی وَ غَیَّرُوا دِینَ اللَّهِ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ کَانَ فِیهِمْ نَبِیٌّ یَأْمُرُهُمْ وَ یَنْهَاهُمْ فَلَمْ یُطِیعُوهُ وَ رُوِیَ أَنَّهُ إِرْمِیَا النَّبِیُّ (علیه السلام) فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ جَالُوتَ وَ هُوَ مِنَ الْقِبْطِ فَأَذَلَّهُمْ وَ قَتَلَ رِجَالَهُمْ وَ أَخْرَجَهُمْ مِنْ دِیَارِهِمْ وَ أَخَذَ أَمْوَالَهُمْ وَ اسْتَعْبَدَ نِسَاءَهُمْ فَفَزِعُوا إِلَی نَبِیِّهِمْ وَ قَالُوا سَلِ اللَّهَ أَنْ یَبْعَثَ لَنَا مَلِکاً نُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ کَانَتِ النُّبُوَّهًُْ فِی بَنِیإِسْرَائِیلَ فِی بَیْتٍ وَ الْمُلْکُ وَ السُّلْطَانُ فِی بَیْتٍ آخَرَ لَمْ یَجْمَعِ اللَّهُ لَهُمُ النُّبُوَّهًَْ وَ الْمُلْکَ فِی بَیْتٍ وَاحِدٍ فَمِنْ ذَلِکَ قَالُوا ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللهِ فَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ أَبْنائِنا وَ کَانَ کَمَا قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ (علیه السلام) مَلِکاً فَغَضِبُوا مِنْ ذَلِکَ وَ قالُوا أَنَّی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَهًًْ مِنَ الْمالِ وَ کَانَتِ النُّبُوَّهًُْ فِی وُلْدِ لَاوَی وَ الْمُلْکُ فِی وُلْدِ یُوسُفَ (علیه السلام) وَ کَانَ طَالُوتُ (علیه السلام) مِنْ وُلْدِ ابْنِ یَامِینَ أَخِی یُوسُفَ (علیه السلام) لِأُمِّهِ لَمْ یَکُنْ مِنْ بَیْتِ النُّبُوَّهًِْ وَ لَا مِنْ بَیْتِ الْمَمْلَکَهًِْ فَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهًًْ فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ وَ کَانَ أَعْظَمَهُمْ جِسْماً وَ کَانَ شُجَاعاً قَوِیّاً وَ کَانَ أَعْلَمَهُمْ إِلَّا أَنَّهُ کَانَ فَقِیراً فَعَابُوهُ بِالْفَقْرِ فَقَالُوا لَمْ یُؤْتَ سَعَهًًْ مِنَ الْمالِ فَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَهًَْ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَهًٌْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّهًٌْ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَهًُْ وَ کَانَ التَّابُوتُ الَّذِی أَنْزَلَهُ اللَّهُ عَلَی مُوسَی (علیه السلام) فَوَضَعَتْهُ فِیهِ أُمُّهُ وَ أَلْقَتْهُ فِی الْیَمِّ فَکَانَ فِی بَنِیإِسْرَائِیلَ یَتَبَرَّکُونَ بِهِ فَلَمَّا حَضَرَ مُوسَی (علیه السلام) الْوَفَاهًُْ وَضَعَ فِیهِ الْأَلْوَاحَ وَ دِرْعَهُ وَ مَا کَانَ عِنْدَهُ مِنْ آیَاتِ النُّبُوَّهًِْ وَ أَوْدَعَهُ یُوشَعَ (علیه السلام) وَصِیَّهُ فَلَمْ یَزَلِ التَّابُوتُ بَیْنَهُمْ حَتَّی اسْتَخَفُّوا بِهِ وَ کَانَ الصِّبْیَانُ یَلْعَبُونَ بِهِ فِی الطُّرُقَاتِ فَلَمْ یَزَلْ بَنُو إِسْرَائِیلَ فِی عِزٍّ وَ شَرَفٍ مَا دَامَ التَّابُوتُ عِنْدَهُمْ فَلَمَّا عَمِلُوا بِالْمَعَاصِی وَ اسْتَخَفُّوا بِالتَّابُوتِ رَفَعَهُ اللَّهُ عَنْهُمْ فَلَمَّا سَأَلُوا النَّبِیَّ وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِمْ طَالُوتَ (علیه السلام) مَلِکاً یُقَاتِلُ مَعَهُمْ رَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمُ التَّابُوتَ کَمَا قَالَ اللَّهُ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ قَالَ الْبَقِیَّهًُْ ذُرِّیَّهًُْ الْأَنْبِیَاءِ (وَ قَوْلُهُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَإِنَّ التَّابُوتَ کَانَ یُوضَعُ بَیْنَ یَدَیِ الْعَدُوِّ وَ بَیْنَ الْمُسْلِمِینَ فَتَخْرُجُ مِنْهُ رِیحٌ طَیِّبَهًٌْ لَهَا وَجْهٌ کَوَجْهِ الْإِنْسَانِ.
امام باقر (علیه السلام) بنیاسرائیل بعد از موسی (علیه السلام) به انجام گناه مبادرت ورزیده و در دین خدا بدعت ایجاد کردند. و در برابر اوامر الهی سرکشی و طغیان نمودند. [در آن هنگام] پیامبریکه گفتهمیشود ارمیای نبی (علیه السلام) بوده در بین آنان بوده که آنها را امر و نهی مینمود امّا آنها از او اطاعت نمیکردند. خداوند نیز [بهخاطر شقاوتشان] حاکمی ظالم به نام جالوت که از قبطیان بود را بر آنها مسلّط گردانید. او بنیاسرائیل را ذلیل میکرد؛ بسیاری از مردان بنیاسرائیل را به قتل رسانده و عدّهی دیگری را نیز تبعید نمود؛ اموال و دارایی آنها را غارت کرده و زنانشان را به اسارت برد. به این خاطر گلایه و شکوه خود را نزد پیامبر خود بردند و گفتند: «از خداوند بخواه سلطانی برای ما برگزیند که همراه ما [در مقابل دشمنان] در راه خدا بجنگد». چراکه در آن زمان در بین بنیاسرائیل، نبوّت و سلطنت در یک خاندان جمع نمیگشت و خداوند نیز سلطنت و نبوّت را در یک خانه قرار نمیداد. بههمینخاطر گفتند: وَابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللهِ. ارمیا (علیه السلام) در پاسخ آنها گفت: «آیا فکر نمیکنید، اگر جنگیدن بر شما واجب گردد، از جدال با دشمن خودداری می ورزید»؟! بنیاسرائیل در پاسخ او گفتند: چگونه در راه خدا نبرد نکنیم؛ حال آنکه [سپاهیان جالوت] ما را از سرزمین و فرزندانمان دور نمودهاند؟! ... امّا عاقبت همانطور شد که خداوند تبارک و تعالی فرمود: وقتی جنگ بر آنان واجب شد، جز عدّهی کمی، باقی از معرکه گریختند، پیامبرشان به آنان گفت: «خداوند، طالوت (علیه السلام) را به عنوان سلطان و فرمانروای شما انتخاب کرده است». امّا آنان از این انتخاب خشمگین شده و گفتند: «چگونه ممکن است او فرمانروای ما شود با اینکه ما به این سِمَت سزاوارتریم! او ثروتمند نیست. علاوهبراین، همواره نبوّت در بین فرزندان لاوی (علیه السلام) منتقل میگشته و سلطنت و فرمانروایی، در بین فرزندان یوسف (علیه السلام) بوده است. امّا طالوت (علیه السلام) از فرزندان ابنیامین (بنیامین (علیه السلام)) برادر یوسف (علیه السلام) است و در مادر با یوسف (علیه السلام) مشترک میباشد که با این حساب، نه از خاندان نبوّت است و نه از خاندان سلطنت»! پیامبرشان به آنها فرمود: «خداوند او را در میان شما برگزید و او را از نظر قوای بدنی و علم و دانش بر شما برتری داد. و خدا سلطنت خود را به هرکه بخواهد عطاء میکند. که خدا بزرگ و داناست». طالوت (علیه السلام) در میان آنان، از نظر جثّه، بزرگترین آنان و بسیار شجاع و قوی و از همهی آنان داناتر بود امّا به دلیل فقر به او ایراد میگرفتند و میگفتند که او توان مالی ندارد. آنگاه ارمیا (علیه السلام) [برای اثبات شایستگی او] خطاب به بنیاسرائیل گفت: «نشانهی سلطنت او این است که [نزد او نشانهای از پیامبران پیشین است]. او صندوق موسی (علیه السلام) را که در آن سکینه و آرامش از سوی پروردگار به ودیعت نهادهشده است [و مفقود گشته است] را بازمیگرداند. همچنین باقیماندهی آثار خاندان موسی (علیه السلام) و هارون (علیه السلام) در آن صندوق میباشد و فرشتگان الهی آن را با خود حمل مینمایند. به زودی آن صندوق بهسوی شما باز میگردد [و با خود عزّت و شرف از دسترفتهتان را بازخواهدگردانید]». این همان صندوقی است که خداوند برای موسی (علیه السلام) فرستاد و مادرش او را به هنگام خردسالی در آن نهاد و به نیل سپرد و بنیاسرائیل به آن تبرّک میجستند. امّا هنگامی که وفات موسی (علیه السلام) فرا رسید الواح و زره خود و تمام نشانههای نبوّتش را در آن نهاده و به یوشعبننون (علیه السلام) که وصی او بود، سپرد. تابوت همواره در بین آنان بود. چیزی نگذشت که آن صندوق، مورد بیمهری و تمسخر بنیاسرائیل قرار گرفت بهطوریکه در راهها و کوچهها، آن را بازیچهی کودکان خویش قرار دادند. تا زمانیکه آن تابوت در میان بنیاسرائیل بود، آنها عزّت و شرف داشتند امّا وقتی که بنیاسرائیل به گناهان آلودهشدند و آن تابوت را پست و خوار کردند، خداوند نیز آن را به آسمانها برد، امّا وقتی از پیامبر خود درخواست نموده و خداوند طالوت (علیه السلام) را به عنوان سلطان برانگیخت تا با آنان به جنگ دشمن برود، خداوند مجدداً آن صندوقچهی گرانبها را به زمین فرستاد همانطورکه خداوند فرمود: إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ مِنْ قِبَلِ اللهِ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَبَقِیةٌ مِّمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَی وَآلُ هارُونَ و منظور از بَقِیةٌ در آیات فوق همان فرزندان انبیاء (علیهم السلام) میباشند. و اینکه فرمود: فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ؛ به این خاطر است که آن تابوت را در جنگ، جلوی دشمن و پیش مسلمانان قرار میدادند و از آن بوی خوشی میآمد و ظاهری شبیه صورت انسان داشت.
Imam Baqir (peace be upon him): The Children of Israel, after Musa (peace be upon him), took to committing sins and introduced innovations into the religion of Allah, and they rebelled and transgressed against the commands of Allah. [At that time] there was a prophet among them — said to be Irmiya the Prophet (peace be upon him) — who commanded them and forbade them, but they did not obey him. So Allah [because of their wickedness] set over them a tyrannical ruler named Jalut, who was from the Copts. He humiliated the Children of Israel; he killed many of their men and exiled others; he plundered their wealth and possessions and took their women captive. For this reason they brought their complaint and grievance to their prophet and said: 'Ask Allah to appoint for us a king who will fight alongside us [against the enemies] in the way of Allah.' For at that time, among the Children of Israel, prophethood and kingship did not gather in a single house, and Allah did not place kingship and prophethood in one house. For this reason they said: وَابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللهِ [And raise up for us a king, that we may fight in the way of Allah]. Irmiya (peace be upon him) said to them in reply: 'Do you not think that if fighting is made obligatory upon you, you will refrain from battling the enemy?!' The Children of Israel said in reply to him: 'How could we not fight in the way of Allah, when [the armies of Jalut] have driven us away from our land and our children?!' ... But in the end it turned out just as Allah, the Blessed and Exalted, said: When fighting was made obligatory upon them, all but a few of them fled from the battlefield. Their prophet said to them: 'Allah has chosen Talut (peace be upon him) as your king and ruler.' But they became angry at this choice and said: 'How can he become our ruler when we are more deserving of this position?! He is not wealthy. Furthermore, prophethood has always been passed down among the children of Lawi (peace be upon him), and kingship and rule have been among the children of Yusuf (peace be upon him). But Talut (peace be upon him) is from the children of Ibn Yamin (Binyamin (peace be upon him)), the brother of Yusuf (peace be upon him), and shares the same mother with Yusuf (peace be upon him). By this reckoning he is neither from the house of prophethood nor from the house of kingship!' Their prophet said to them: 'Allah has chosen him from among you and has given him precedence over you in bodily strength and in knowledge and learning. And Allah bestows His kingship on whomever He wills. Indeed Allah is Vast and All-Knowing.' Talut (peace be upon him) was the largest of them in build, and very brave and strong, and the most learned of them all, but they found fault with him because of his poverty and said that he had no financial means. Then Irmiya (peace be upon him) [to prove his worthiness] addressed the Children of Israel and said: 'The sign of his kingship is that [he possesses a sign of the earlier prophets]. He will bring back the Ark of Musa (peace be upon him), in which there is Sakinah and tranquility from the Lord entrusted [and which has been lost]. Also in that Ark are the remnants of the relics of the house of Musa (peace be upon him) and Harun (peace be upon him), and the angels of Allah carry it. Soon that Ark will return to you [and with it will return the honour and dignity you have lost].' This is the same Ark which Allah sent for Musa (peace be upon him) and in which his mother placed him when he was an infant and cast into the Nile, and by which the Children of Israel used to seek blessing. But when the death of Musa (peace be upon him) approached, he placed in it the Tablets and his coat of mail and all the signs of his prophethood, and entrusted it to Yusha ibn Nun (peace be upon him), who was his successor. The Ark remained continually among them. Before long that Ark was subjected to disrespect and mockery by the Children of Israel, to the point that in the streets and alleys they made it a plaything for their children. As long as that Ark was among the Children of Israel, they had honour and dignity, but when the Children of Israel became sullied with sins and treated the Ark with contempt and degradation, Allah raised it up to the heavens. But when they requested from their prophet, and Allah raised up Talut (peace be upon him) as a king to go with them to fight the enemy, Allah again sent that precious Ark down to the earth, just as Allah said: إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ مِنْ قِبَلِ اللهِ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَبَقِیةٌ مِّمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَی وَآلُ هارُونَ [Indeed the sign of his kingship is that the Ark shall come to you from Allah, carried by the angels, in which is tranquility from your Lord and a remnant of what the family of Musa and the family of Harun left behind]. And what is meant by بَقِیةٌ [a remnant] in the above verses is the descendants of the prophets (peace be upon them). And as for His saying: فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ [in it is tranquility from your Lord] — this is because in war they used to place that Ark before the enemy and in front of the Muslims, and a pleasant fragrance would come from it, and it had an outward appearance resembling a human face.
ઇમામ બાકિર (અલયહિસ્સલામ): મૂસા (અલયહિસ્સલામ) પછી બની-ઇસ્રાઈલે ગુનાહો કરવાનું શરૂ કર્યું અને અલ્લાહના દીનમાં બિદઅત ઉભી કરી. અને અલ્લાહના આદેશો સામે સરકશી અને બગાવત કરી. [એ સમયે] તેમની વચ્ચે એક પયગંબર હતા, જેમના વિશે કહેવાય છે કે તે ઇરમિયા નબી (અલયહિસ્સલામ) હતા, જે તેમને આદેશ આપતા અને રોકતા હતા, પરંતુ તેઓ તેમનું પાલન કરતા ન હતા. અલ્લાહે પણ [તેમની બદનસીબીના કારણે] જાલૂત નામના એક ઝાલિમ શાસક, જે કિબ્તીઓમાંથી હતો, તેને તેમના પર મુસલ્લત કરી દીધો. તે બની-ઇસ્રાઈલને ઝલીલ કરતો હતો; બની-ઇસ્રાઈલના ઘણા પુરુષોને કત્લ કરી નાખ્યા અને બીજા ઘણાને દેશનિકાલ કર્યા; તેમનો માલ અને સંપત્તિ લૂંટી લીધી અને તેમની સ્ત્રીઓને કૈદી બનાવી લીધી. આ કારણે તેમણે પોતાની ફરિયાદ અને શિકાયત પોતાના પયગંબર પાસે લઈ ગયા અને કહ્યું: 'અલ્લાહ પાસેથી વિનંતી કરો કે અમારા માટે એક બાદશાહ પસંદ કરે જે અમારી સાથે [દુશ્મનો સામે] અલ્લાહના રસ્તામાં લડે.' કારણ કે તે સમયે બની-ઇસ્રાઈલમાં નબુવ્વત અને સલ્તનત એક જ ખાનદાનમાં એકઠી થતી ન હતી, અને અલ્લાહ પણ સલ્તનત અને નબુવ્વતને એક જ ઘરમાં નહોતા મૂકતા. આ કારણે તેમણે કહ્યું: وَابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللهِ [અને અમારા માટે એક બાદશાહ મોકલો કે અમે અલ્લાહના રસ્તામાં લડીએ]. ઇરમિયા (અલયહિસ્સલામ) એ તેમના જવાબમાં કહ્યું: 'શું તમે વિચારતા નથી કે જો લડવું તમારા પર વાજિબ થઈ જાય, તો તમે દુશ્મન સાથે લડવાથી પાછા હટી જશો?!' બની-ઇસ્રાઈલે તેમના જવાબમાં કહ્યું: 'અમે અલ્લાહના રસ્તામાં કેવી રીતે ન લડીએ; જ્યારે [જાલૂતના લશ્કરોએ] અમને અમારી ધરતી અને અમારા સંતાનોથી દૂર કરી દીધા છે?!' ... પરંતુ અંતે એવું જ થયું જેમ અલ્લાહ તબારક વ તઆલા એ ફરમાવ્યું: જ્યારે તેમના પર જંગ વાજિબ થઈ, ત્યારે થોડા લોકોને છોડીને બાકીના મેદાનેજંગથી ભાગી ગયા. તેમના પયગંબરે તેમને કહ્યું: 'અલ્લાહે તાલૂત (અલયહિસ્સલામ) ને તમારા બાદશાહ અને શાસક તરીકે પસંદ કર્યા છે.' પરંતુ તેઓ આ પસંદગીથી ગુસ્સે થયા અને કહ્યું: 'તે અમારા શાસક કેવી રીતે થઈ શકે જ્યારે અમે આ પદ માટે વધુ યોગ્ય છીએ! તે ધનવાન નથી. ઉપરાંત, નબુવ્વત હંમેશા લાવી (અલયહિસ્સલામ) ના સંતાનોમાં પસાર થતી રહી છે, અને સલ્તનત તથા શાસન યુસુફ (અલયહિસ્સલામ) ના સંતાનોમાં રહ્યું છે. પરંતુ તાલૂત (અલયહિસ્સલામ) ઇબ્ને-યામિન (બિન્યામિન (અલયહિસ્સલામ)), યુસુફ (અલયહિસ્સલામ) ના ભાઈના સંતાનોમાંથી છે અને માતાની બાજુથી યુસુફ (અલયહિસ્સલામ) સાથે સહભાગી છે. આ હિસાબે, તે ન તો નબુવ્વતના ખાનદાનમાંથી છે અને ન સલ્તનતના ખાનદાનમાંથી છે!' તેમના પયગંબરે તેમને ફરમાવ્યું: 'અલ્લાહે તેમને તમારી વચ્ચે પસંદ કર્યા છે અને તેમને શારીરિક શક્તિ અને ઇલ્મ તથા જ્ઞાનમાં તમારા પર બરતરી આપી છે. અને અલ્લાહ પોતાની સલ્તનત જેને ચાહે તેને આપે છે. ખરેખર અલ્લાહ વિશાળ અને જાણનાર છે.' તાલૂત (અલયહિસ્સલામ) તેમની વચ્ચે શરીરની દ્રષ્ટિએ સૌથી મોટા હતા અને ખૂબ જ બહાદુર અને શક્તિશાળી અને તે બધા કરતાં વધુ જ્ઞાની હતા, પરંતુ ગરીબીના કારણે તેમના પર વાંધો ઉઠાવતા હતા અને કહેતા હતા કે તેમની પાસે માલી શક્તિ નથી. ત્યારે ઇરમિયા (અલયહિસ્સલામ) એ [તેમની યોગ્યતા સાબિત કરવા માટે] બની-ઇસ્રાઈલને સંબોધીને કહ્યું: 'તેમની સલ્તનતની નિશાની એ છે કે [તેમની પાસે પહેલાના પયગંબરોની નિશાની છે]. તેઓ મૂસા (અલયહિસ્સલામ) નો સંદૂક પાછો લાવશે જેમાં પરવરદિગાર તરફથી સકીના અને શાંતિ અમાનત તરીકે મૂકવામાં આવી છે [અને જે ગુમ થઈ ગયો છે]. વળી મૂસા (અલયહિસ્સલામ) અને હારૂન (અલયહિસ્સલામ) ના ખાનદાનની બાકી નિશાનીઓ પણ તે સંદૂકમાં છે અને અલ્લાહના ફરિશ્તાઓ તેને પોતાની સાથે લઈને આવે છે. જલ્દી જ તે સંદૂક તમારી તરફ પાછો આવશે [અને પોતાની સાથે તમારી ખોવાયેલી ઇઝ્ઝત અને શરફ પણ પાછી લાવશે].' આ એજ સંદૂક છે જે અલ્લાહે મૂસા (અલયહિસ્સલામ) માટે મોકલ્યો હતો અને તેમની માતાએ તેમને બાળપણમાં તેમાં મૂકીને નીલ નદીમાં નાખ્યા હતા, અને બની-ઇસ્રાઈલ તેનાથી બરકત મેળવતા હતા. પરંતુ જ્યારે મૂસા (અલયહિસ્સલામ) ની વફાતનો સમય આવ્યો, ત્યારે તેમણે તખ્તીઓ અને પોતાનું ઝિરહ અને પોતાની નબુવ્વતની બધી નિશાનીઓ તેમાં મૂકી અને યૂશા બિન નૂન (અલયહિસ્સલામ) ને, જે તેમના વસી હતા, સોંપી. તાબૂત હંમેશા તેમની વચ્ચે રહ્યો. વધુ સમય ન લાગ્યો કે તે સંદૂક બની-ઇસ્રાઈલની બેકદ્રી અને મશ્કરીનો ભોગ બન્યો, એટલી હદે કે રસ્તાઓ અને શેરીઓમાં તેને પોતાના બાળકોનું રમકડું બનાવી દીધું. જ્યાં સુધી તે તાબૂત બની-ઇસ્રાઈલ વચ્ચે હતો, તેઓને ઇઝ્ઝત અને શરફ હતા, પરંતુ જ્યારે બની-ઇસ્રાઈલ ગુનાહોમાં ડૂબી ગયા અને તે તાબૂતને પસ્ત અને ખ્વાર કર્યો, ત્યારે અલ્લાહે તેને આસમાનોમાં ઉઠાવી લીધો. પરંતુ જ્યારે તેમણે પોતાના પયગંબર પાસે વિનંતી કરી અને અલ્લાહે તાલૂત (અલયહિસ્સલામ) ને બાદશાહ તરીકે મોકલ્યા કે તેમની સાથે દુશ્મન સામે જંગ કરવા જાય, ત્યારે અલ્લાહે ફરીથી તે કિંમતી સંદૂકને ધરતી પર મોકલ્યો, જેમ અલ્લાહે ફરમાવ્યું: إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ مِنْ قِبَلِ اللهِ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَبَقِیةٌ مِّمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَی وَآلُ هارُونَ [ખરેખર તેમની બાદશાહીની નિશાની એ છે કે તાબૂત તમારી પાસે અલ્લાહ તરફથી આવશે, જેને ફરિશ્તાઓ ઉઠાવીને લાવશે, જેમાં તમારા પરવરદિગાર તરફથી સકીના છે અને મૂસાના ખાનદાન અને હારૂનના ખાનદાને છોડેલી બાકી નિશાની છે]. અને ઉપરની આયતોમાં بَقِیةٌ [બાકી] થી મુરાદ એ પયગંબરોના (અલયહિમુસ્સલામ) સંતાનો છે. અને જે ફરમાવ્યું: فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ [તેમાં તમારા પરવરદિગાર તરફથી સકીના છે]; આ એ કારણે છે કે તે તાબૂતને જંગમાં દુશ્મન સામે અને મુસલમાનોની આગળ મૂકતા હતા અને તેમાંથી ખુશ્બુ આવતી હતી અને તેનો દેખાવ ઇન્સાનના ચહેરા જેવો હતો.